
صرف فعل باخماق: نگاه کردنباخیرام: نگاه می کنمباخیرسان: نگاه می کنیباخیر: نگاه می کندباخیریق: نگاه می کنیمباخیرسیز: ( باخیرسینیز ) نگاه می کنیدباخیرلار: نگاه می کنند*فعل ماضی مطلق: این فعل در زمان گذشته به شکل ساده انجام گرفته است.من باخدیم: نگاه کردمسَن باخدین: نگاه کردیاو باخدی: نگاه کرد بیز باخدیق: نگاه کردیمسیز باخدیز: نگاه کردیداونلار باخدیلار: نگاه کردند*فعل ماضی استمراری: فعلی است که بر وقوع کار در گذشته به طور استمرار و مداومدلالت می کند.من باخیردیم: من داشتم نگاه می کردمسَن باخیردین: داش...
ادامه مطلب
خواهم نوشت: یازاجاغامخواهی نوشت: یازاجاقسانخواهد نوشت: یازاجاقخواهیم نوشت: یازاجاغوق، یازاجاییقخواهید نوشت: یازاجاقسیزخواهند نوشت: یازاجاقلار*نخواهم نوشت: یازمیاجاغامنخواهی نوشت: یازمیاجاقساننخواهد نوشت: یازمیاجاقنخواهیم نوشت: یامیاجاییق، یازمیاجاغوخنخواهید نوشت: یازمیاجاقسیزنخواهند نوشت: یازمیاجاخلار، یازمیاجاقلار* + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:4 توسط شهربانو | بخوانید...
ادامه مطلب
مطلب ماضی نیلوبلاگ مطلق:رفتم - رفتی - رفت - رفتیم - رفتید - مطلب رفتن نیلوبلاگد*ماضی استمراری:می رفتم - می رفتی - می رفت - می رفتیم - می رفتید - می رفتند*ماضی ملموس:داشتم می رفتم - داشتی می رفتی - داشت می رفت - داشتیم می رفتیم...
ادامه مطلب