
مصدر - بن ماضی - بن مضارعسزیدن( سزاوار بودن ) - سزید - سزسُفتن ( سوراخ کردن، عبور کردن ) - سُفت - سُنبسگالیدن ( اندیشیدن، فکرکردن ) - سگالید - سگالسنجیدن ( ارزیابی کردن، در نظر گرفتن )- سنجید - سنجسوختن - سوخت - سوزسودن (لمس کردن، مالیدن ) - سود - ساشایستن - شایست - شایشتافتن - شتافت - شتابشدن -شد - شوشستن - شست - شو بخوانید...
ادامه مطلب
در نوشتن مطالب این وبلاک از کتب درسی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران - کتاب دستور زبان فارسی نوشته دکتر حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری - مهدی معینیان - دکتر علی سلطانی گرد فرامرزی - فرهنگ فشردۀ سخن دکتر حسن انوری - فرهنگ معین - فرهنگ دهخدا - فرهنگ آذربایجانی نوشتۀ بهزاد بهزادی - دستور زبان ترکی نوشتۀ محمدصادق نائبی - فرهنگ ترکی نوشتۀ داشقین و … بهره می گیرم . معلم بازنشسته آموزش و پرورش هستم. غربت نشین و ساکن آلمان هستم . به زبان و ادبیات فارسی و ترکی آذربایجانی علاقه فراوان د...
ادامه مطلب
از ترکیب بُن اوّل یا ماده ی مضارع با علامت مصدری« یدن» مصدری ساخته می شود که آن را « مصدر مضارع » می نامند.مثال:خندیدن – یدن ( خند )لرزیدن – یدن ( لرز )لغزیدن – یدن ( لغز ) بخوانید...
ادامه مطلب