
مصدر - بن ماضی - بن مضارعسزیدن( سزاوار بودن ) - سزید - سزسُفتن ( سوراخ کردن، عبور کردن ) - سُفت - سُنبسگالیدن ( اندیشیدن، فکرکردن ) - سگالید - سگالسنجیدن ( ارزیابی کردن، در نظر گرفتن )- سنجید - سنجسوختن - سوخت - سوزسودن (لمس کردن، مالیدن ) - سود - ساشایستن - شایست - شایشتافتن - شتافت - شتابشدن -شد - شوشستن - شست - شو بخوانید...
ادامه مطلب
از ترکیب بُن اوّل یا ماده ی مضارع با علامت مصدری« یدن» مصدری ساخته می شود که آن را « مصدر مضارع » می نامند.مثال:خندیدن – یدن ( خند )لرزیدن – یدن ( لرز )لغزیدن – یدن ( لغز ) بخوانید...
ادامه مطلب
مضارع، فعلی است که بر زمان حال و آینده دلالت می کند و از بن مضارع فعل به اضافۀ شناسه ساخته می شود. گاهی به اوّلِ فعل مضارع « می » و گاهی « ب » اضافه می شود.مانند:خورَد - گویَد - رَوَد - خواهد - می خورد - می گوید - می رود - می خواهد* بخوانید...
ادامه مطلب